به گزارش خبرنگار اعزامی ایرنا به نجف اشرف، قدم نهادن در این صحن، قدم نهادن در باغ ملکوت است؛ جایی که مرز میان عالم محسوس و عالم غیب، به لطافت ابری از بخور معطر محو میشود. در این فضای روحانی، زمان معنایی دیگر مییابد؛ دقایق، طولانیتر میشود تا فرصتی برای تأمل در عظمت الهی فراهم آید و لحظات کوتاهتر میشوند. زیرا دل، مشتاق است تا هرچه زودتر به سرچشمه نور برسد.
اینجا، خاک، از شدت عنایت الهی، حالتی خاص یافته است؛ هر سنگفرش، حدیثی از صبر است. سنگفرشهای این حریم مقدس، گویی خاطرات قدمهای فرشتگانی را حفظ کردهاند که هر شب و روز بر این بوم آسمانی فرود میآیند. این سنگ ها، در عین صلابت، نمادی از صبر فاطمهای هستند که کوهی از مصائب را با قامتی خمیده، اما روحی استوار به دوش کشید. تأمل در این سکوت سنگی، ما را به درک عمیق تری از استقامتی میرساند که ریشه در توحید ناب داشت. میتوان رابطه میان میزان بار عاطفی که بر دوش این خاک سنگین شده است را با میزان صبر فاطمه (س) سنجید.
شدت مصائب مانند فقدان پدر، غربت، و ظلم میزان بار معنوی است، که میزان تاب آوری این بانو را در صحن حس میکنیم. وزیدن هر نسیمی در این صحن، نجواهایی از مادر سادات را زمزمه میکند که حامل پیامهایی از عالم بالا هستند. این نسیم ها، زمزمههای مادرانهای هستند که برای فرزندانش در زمین فرستاده شدهاند؛ ندایی برای آرامش دلهای خسته و تشویقی برای ادامه دادن راه کمال. هنگامی که نسیم بر پوست زائر مینشیند، گویی دستی نرم بر شانههای او گذاشته میشود و به او میگوید: «من اینجا هستم، تنها نخواهی ماند.»
در این مکان مقدس هر کس به اندازه استحقاق قلبی وآمادگی روحی خود میتواند از دریای بیکران کمال فاطمه (س) فیض ببرد.
توسل به حضرت زهرا (س)
در میان انبوه زائرانی که همچون رودی جاری به سوی این صحن معنوی سرازیر میشوند، هرکس به دنبال گمشدهای است. این جستوجو، طیف وسیعی از نیازهای بشری را در بر میگیرد. بسیاری با چشمانی اشکبار، جسمی رنجور، نیازهای ظاهری و نیازهای باطنی برای شفاعت به حضرت زهرا (س) توسل میجویند. در این میان، شفا تنها به معنای بهبودی جسم نیست؛ بلکه زمزمه طلب آمرزش، گاهی شفا یافتن از بیماریهای روحی مانند یأس و ناامیدی است.
استغفار در هر گوشهای شنیده میشود. زائران میدانند که در برابر عظمت عصمت کبری، میزان تقصیرات دنیویشان نمایانتر میشود، اما امید دارند که این مقام شفاعت، رحمت الهی را شامل حالشان سازد. اگر بخواهیم جایگاه او که جهان به واسطه وجودش متولد شد را در منظومه هستی محاسبه کنیم، از یک فرمول ساده فراتر میرویم؛ زیرا او واسطه فیض است. وقتی چشم بر ضریح مطهر یا محوطه نورانی اطراف آن میافتد، لحظه مواجهه با تجسم ایثار، یک تحول بنیادین در هویت زائر رخ میدهد و آنها ایثار، عصمت و فضایل این بانو را در برابر دیدگان خود ترسیم میکنند.
یادآوری رشادتهایی که در دفاع از حریم وحی صورت گرفت. ایثار: دریایی از پاکی که هرگونه آلودگی را نفی میکند. عصمت: جایگاهی که پس از پیامبر (ص)، مسیر هدایت را برای امت تضمین میکند. سکوت در این صحن، گویاترین گزارش عمق اندوهی است که در سکوت خانه بتول (س) نهفته است؛ اندوهی که ناشی از غصب حق و ندیدن قدر معرفت است. این سکوت، فریاد خاموش مظلومیت تاریخ است. اگر بخواهیم شدت این اندوه را به صورت نسبی بیان کنیم، میتوانیم آن را به عنوان یک فشار روانی تاریخی در نظر بگیریم؛ که از آن واقعه گذشته است. در صحن حضرت فاطمه، این فشار تاریخ به صورت یک حس غلیظ و قابل لمس در میآید.
درس ایستادگی در برابر طوفان
اینجا مکان آموختن است. بهره حقیقی از این صحن، صرفا ً دعا کردن و حاجت خواستن نیست؛ مقدس و دانشگاهی است که اساتید آن، معصومین (ع) هستند و منابع درسی آن، سیرهی عملی این بزرگواران است. ما از این مکان مقدس، درس ایستادگی در برابر طوفانهای روزگار رامی گیریم.
در فضایی که همه چیز بوی خلوص میدهد؛ بوی سجاده، ماندن بر سر عهد در خلوت و مادری که با خداوند راز و نیاز میکرد، یاد میگیریم که چگونه میتوان با وجود تمام فشارها و سنگینی ها، بر سر عهد ماند. عهد با خدا و حقیقت. این درس در زندگی شخصی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.
این صحن، مدرسهای است که در آن، شاگردان مکتب فاطمی میآموزند چگونه سختیها را با ایمان بگذرانند. ایمان در اینجا به معنای باور کورکورانه نیست، بلکه به معنای درک عمق حکمت الهی در پس هر حادثه است. فاطمه (س) نماد این درک است که حتی در سختترین شرایط، اتصال به منبع قدرت مطلق، انسان را شکست ناپذیر میسازد.
آموزش دیگر، نحوه مواجهه با ظلم است. چگونه میتوان با قامت استوار در برابر ظلم ایستاد، حتی اگر تمام دنیا علیه شان بایستد؟ این ایستادگی، نه از سر لجاجت، بلکه از درک درستی از مرز حق و باطل ناشی میشود. این استقامت، محصول تمرین روزانه خویشتنداری و تسلیم حقیقی در برابر اراده حق است.
زمانی که نیروهای مخالف مانند فشار کاری، مسائل مالی، یا نامالیمات برسند، احتمال تسلیم شدن افزایش مییابد. اما در مکتب فاطمی با تکیه بر ایمان عمق معرفت و اتصال قلبی ایجاد میشود.
بازگشت با کوله باری از نور
بازگشت از صحن حضرت زهرا (س)، هرگز شبیه ورود نیست. ورود، شاید با دغدغههایی آغاز شده باشد؛ با نیازهایی که ذهن را مشغول کرده بودند. اما خروج، یک فرایند پاکسازی و شارژ مجدد انرژی است.
زائر، خالی وارد میشود و کوله بارش پر از نور، امید و اراده مجدد میشود. این تغییر شامل موادی ناملموس، اما قدرتمند است. اطمینانی که جایگزین تردیدهای روزمره میشود. نور یقین: اعتقاد به اینکه پس از سختی ها، گشایش هست و مادر، راه را نشان خواهد داد. نیرویی مضاعف برای عمل صالح و پایبندی به اصول اخلاقی.
این فیض، نیروی ادامه مسیر زندگی است. با آرامش قلب از این مکان بازمی گردیم؛ زیرا اضطراب فروکش کرده است. ما از این فضای معنوی بهرهای برداری برای روح بردهایم؛ میزان فیض حاصل از این زیارت، با گذر زمان و با تکرار ارتباط قلبی، افزایش مییابد.
باشد که این حضور معنوی، این نجواها و این درس ها، تا رسیدن به وصال نهایی، چراغ راه ما بماند و سایه رحمت حضرت زهرا (س) بر تمام مراحل زندگی ما گسترده باشد. حضور در این صحن، آغاز راه است، نه پایان آن؛ آغازی با دلی پاکتر و عزمی راسختر برای رسیدن به نور، امید و وصال با معبود.